انواع آدم ها

آدمهای مایع
شکل پذیرانِ سیال
در جام های رنگارنگ و دلفریب
مظروفِ ظرفهای ِ آنچه دیگران گفته اند
عوض میشوند، تغییر میکنند و شکلی نو می پذیرند
مهربانانی بی ادعا
دوستانی بی اعتراض
مریدانی بی پرسش ِ چرا
آدم هایی همیشه در آغاز ...

آدمهای جامد
شکل گرفتگان ِ بی انعطاف
قالبی برای تولید نمونه های مشابه
تغییر نمیکنند، فرسوده میشوند و صیقلی
همراهانی تا انتها
باور پذیرانی که خود باور میشوند
آدم هایی همیشه در پایان ...

آدمهای گاز
همه جایی ها و هیچ جایی ها
ظرف را پر میکنند و از ظرف سر میروند، بیرون و درون
تابع ِ اصل ناپایداری
تک رو هایی بی افسار
نظام ناپذیران ِ رها
بی شکل و بی تکلیف
خود را نفس میکشند
آدمهایی همیشه در ادامه ...


اینکه گفته شد تقسیم بندی ذاتی آدم ها بود ؛ ولی از نظر اخلاقی آدم ها به سه دسته اند.
آدم های بزرگ، متوسط وکوچک که در مواردی بسیار بی شباهت به یکدیگرند!


آدم های بزرگ درباره ایده ها سخن می گویند
آدم های متوسط درباره چیزها سخن می گویند
آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند
آدم های متوسط درد خودشان را دارند
آدم های کوچک بطورکلی بی دردند

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد
آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند
آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند
آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند

آدم های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن بموقع برمی گزینند
آدم های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند
آدم های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند

آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم های کوچک اصلا مسئله ای برای حل و فصل ندارند


و از نگاه معلم بزرگ انسانیت،زنده یاد دکتر علی شریعتی که با تقسیم بندی آدم ها به چهار دسته در مورد آنها اینگونه سخن می گوید :

دسته اول :

آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدم‌ها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم :
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

دسته سوم :
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند
آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم :
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم هستند
شگفت‌انگیزترین آدم‌ها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.


و چه زیبا آدمیت از زبان سعدی شیرین سخن هم چنین بیان شده که :

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر آدمی به چشمست و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد
که همین سخن بگوید به زبان آدمیت

اگر این درنده خویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت
بدر آی تا ببینی طیران آدمیت

نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

راسـتی ؛
به خودمون بیائیم و قدری تأمل کنیم که :
ما از کــــــــــدام دســـته آدم ها هستیـم ؟!

 

 

 

/ 73 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Asefeh

روزگارم را سیاه كردند و میگویند: شب است..... آتشی بر جانم افروختند و میگویند: تب است.....

Asefeh

دلـــم می لـــرزد هـــر گــاه صــدای جدیـدی سلام می کــند .... نفـــسم تـــنگ می شود ، دســـتانم بــه لـــرزه می افــتند ! مـــن دیگــر کـــشــش خداحـــافظــی نــدارم .... ببــخشید کــه دیــگر جــواب سلامِ کســی را نمی دهـــم ... !!!

Asefeh

نمی دانم چرا این گونه است وقتی نگاه عاشق كسی به توست می بینی اما بی اعتنا می گذری ..... وعاشقانه به كسی می نگری كه دلش پیش تو نیست.

Asefeh

وقتی که هستی دوستت دارم وقتی که نیستی لحظه های دوست داشتنت را مرور می کنم …

Asefeh

انسان ها عموما دو دسته اند : تـــو و بقـیـه… برو به جهنم ! چون فقط تو هستی که میتونی جهنم رو بهشت کنی

Asefeh

کسی چون تو مرا غریب وتنها نگذاشت!اینگونه در التهاب فردا نگذاشت!سوگند نمی خورم ولی باورکن!کسی چون توبه خلوت دلم پانگذاشت[ماچ]

Asefeh

عشق یعنی به سادگی دست کسی را می گیری و به سختی هرگز رهایش نمی کنی …

Asefeh

هیچ چیز غیر ممکن نیست … محالی در عالم نیست … همه چیز شدنی ست … جز یک چیز ! زندگی بی تو …

lمعصومه افسری

من جز هیچکدوم ازاین دسته ها نیستم من یه آدم شلوغ پر هیاهوی شکمو ام که وقتی یه حرفی بر ام میزنی بهت لبخند میزنم معمولا دوستاو آدمای زیادی دورمن ولی وقتی تنهام واسه تک تکشون گ ری ه می کنم

بهارناز

کاش از دسته سومی باشیم که دکتر شریعتی گفته [ناراحت]