دستمو بگیر

 

خدااااااااااااااااااااااااااااایا

دستهام را به تو میسپارم .

این بار نه برای اونکه چیزی طلب کنم

بلکه میخوام دستهایم را از امروز تا همیشه بگیری

تا دیگر هرگز نترسم .

تنها نباشم

و دربین همه دغدغه ها و اشفتگی ها دلگرم حضورت باشم ...

خدای من تنهایم نگذار .

انقدر تو این روزگار پر مشغله سرگرم دنیا شده ام

که گاهی یادم میرود که تو هنوز هم مراقب من هستی .

میدانم دستهایم را که بگیری...

از پس هر کاری بر می ایم

 

                                 

/ 58 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

تو به دلبری و شوخی دل اگر چنین ربایی .. نه گمان برم که یابد زتو بیدلی رهایی بتو آنزمان که دادم دل از این نبودم آگه..که تراست خوی و عادت چو زمانه بیوفایی نه دل مرا دهی باز و نه کام او برآری .. به کدام زهره گویم که تو چنین چرایی ز تو هر جفا که دیدم زفا به جان خریدم .. به امید آنکه شاید نکنی زمن جدایی تو بمن گر آشنایی نکنی گنه نداری گنه از من است که اول به تو کردم آشنایی به نیاز و عجز ما بنگر و کبر و ناز چندین .. مکن ار چه زیبد از تو همه ناز و کبریایی نظر از تو برنگیرم که نباشدت نظیری .. نه به ناز و دلفریبی نه به حسن و دلربایی شب قدر هیچ دانی ز شبان کدام باشد .. بود آن شبی که از مهر تو از درم درایی بکسی فتاده کارم که ببسته عهد و پیمان .. که ز کار مستمندان نکند گره گشایی بدرون کعبه دل صمد و صنم نگنجد .. زخدا چه میزنی دم تو که طالب هوایی دگران غزلسرایند لطیف و نغز لیکن .. بتو ختم گشته "عبرت" روش غزلسرایی

محمد

با خـلوت ســوت وکـــورعــــادت کردیم بـا کـــوچــه ی بی عبــور عــادت کردیم ماننــد کسی که عکـــس از او می گیـرند لبــخـــنــد زدن بـه زور ،عــــادت کردیم

محمد

کاش میشد هیچکس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود گفته بودی باتو میمانم ولی رفتی و گفتی که اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزای من نبود من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا میرسی کاش روز دیدنت فردا نبود …

محمد

چیزی نمی‌تونم بگم ، قراره از من بگذری چیزی نگو می‌فهممت ، باید از این خونه بری چند سال از امشب بگذره؟ ، تا من فراموشت کنم تا با یه دریا تو خودم ، خاموش خاموشت کنم تنهاییامو بعد از این ، با قلب کی قسمت کنم؟ واسه فراموش کردنت ، باید به چی عادت کنم؟ تو باید از من رد بشی ، من باید از تو بگذرم کاری نمی تونم کنم ، باید بیفتی از سرم بعد از تو باید با خودم ، تنهای تنها سر کنم یک عمر باید بگذره ، تا امشبو باور کنم چند سال از امشب بگذره؟ ، با من یکی هم خونه شه احساس امروزم به تو ، تنها یه شب وارونه شه....

علیرضا

خدا از روز اول تولد دست همه ما رو گرفته! ما با کارامون دستمون رو از توی دستش جدا میکنیم [گل]

zahra

اي كاش در سكوت تنهايي خودمي توانستم فرياد تورااز چشمه كوچك اشكهايم بشنوم. درخم پس كوچه هاي زندگي آرزو گم كرده تنها مي روم درشيارروشن وتاريك شب لنگ لنگان سوي فردا ميبرم گشته ام بيگانه با هر آشنا مي روم تا شايدبيگانه ترشوم. من رسم وفاراازچشمان خودآموختم كه هرعضوي بدردآيدبه جايش ديده ميگريد[چشمک] ××××××××××××××××××××××× سلام دوست عزیز وب زیبایی داری خوش حال میشم به منم سربزنی

امید مداح

دلـــــتــــنــــگــــــی پــــــیــــچـــیـــــــــده نــــــیــــســــــتــــــــ . . . ! یــــــکـــــــ دل . . . ! یــــــکـــــــ آســـــــمـــــان . . . ! یــــــکـــــــ بــــــغـــــض . . . ! و آرزو هــــــــای تـــــــــرکـــــــ خـــــــورده . . . ! بـــــــه هــــــمـــــیـــــن ســـــــادگـــــــی . . . ! پیغام دعوت خود را در گوش قاصدکی زمزمه میکنم تا برای شما دوست مهربانم به ارمغان بیاورد گامهای پر مهرتان را بر چشمانم بگذارید و از وبلاگ تازه به بار نشسته من دیدن کنید و مرا از نظرات دلنشینتان بهره مند نمایید خوشحال میشم از وبلاگ این حقیر دیدن فرمایید با تشکر فراوان مقدمتان گلباران امید مداح

امید مداح

خداوند زمين را مدور آفريده تا به انسان بگويد همان لحظه اي كه تصور مي كني به آخر دنيا رسيده اي، درست در نقطه آغازي بازم به من سر بزن

امید مداح

خداوند زمين را مدور آفريده تا به انسان بگويد همان لحظه اي كه تصور مي كني به آخر دنيا رسيده اي، درست در نقطه آغازي بازم به من سر بزن