زندگـی میکنم ...

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!

چون این زندگـی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد.

بگذارهرچه از دست میرود ، برود؛

من آن را میخواهم کـه به التماس آلوده نباشد؛

حتی زندگی را...!


/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Scarecrow

ممنون که به کلبه ی من سر زدی..[گل] کلبه ای که این روزا حتی خودمم حوصله ی سر زدن به اونو ندارم.! من دیگه تموم شدم .. ... ....

مهدی

من اگر ميخندم تنها به اجبار عكاس است وگرنه ،من كجا...؟
خنده كجا؟ [دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته]

موری

شرمنده صالحه جان . من دیگه سرباز شدم و مثل قدیما نت نیستم که بخام زیاد بهت سر بزنم .. راستی بابت اون مطلبت .. خیلی قشنگ بود .. خیلی ها خدا رو جاهایی میگردن که اصلا بعید به نظر میاد اونجا باشه .. مراقب خودت باش . شاد زی ... راستی سال نوت هم مبارک باشه

حمید

سلام من لینکنت کردم منو با اسم سما 7 لینک کنم ممنون ازینکه به وبلگم سر زدی بازم با حرکت خوشحالم کن تا درود دیگر بدرود

برگ ریز

سلام:ممنون ازمتن زیباتون وممنون که تنهام نذاشتی ودائم بهم سرمیزنی. موفق باشی[گل][گل]

فهیمه

آن زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان در مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان نه شبی بود و نه روزی و نه چرخی، نه جهان نه پری بود و نه جبرئیل و نه دوزخ نه جنان دل من در پی یک واژه بی خاتمه بود اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود سلام با وفا. کم پیدایی؟؟؟

kave

قدم زنان آنچنان به تو می اندیشم که صدای پایت را میشنوم[ماچ][گل]

alii

در دیاری که #تو آنجا باشی، بودن آنجا کافیست #آرزوهای دگر،اوج بی انصافیست ...

محمد طارق هوت

تا نقش خيال دوست با ماست ما را همه عمر خود تماشاست آن جا که وصال دوستانست والله که ميان خانه صحراست وان جا که مراد دل برآيد يک خار به از هزار خرماست چون بر سر کوي يار خسبيم بالين و لحاف ما ثرياست چون در سر زلف يار پيچيم اندر شب قدر قدر ما راست چون عکس جمال او بتابد کهسار و زمين حرير و ديباست از باد چو بوي او بپرسيم در باد صداي چنگ و سرناست ..................