خــــــــدا

تنها روزنه امیدی است که

هیچگاه بسته نمیشود*

تنها کسی است که

با دهان بسته هم می توان صدایش کرد*

با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت*

تنها خریداری ست که اجناس شکسته را بهتر برمی دارد*

تنها کسی است که وقتی همه رفتند می ماند*

وقتی همه پشت کردند آغوش می گشاید*

وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت می شود

و تنها سلطانی است که

دلش با بخشیدن آرام می گیرد

نه با تنبیه کردن...

قلبقلبقلب


/ 2 نظر / 8 بازدید
فهیمه

در دو چشمش گناه می خندید بر رخش نور ماه می خندید در گذرگاه آن لبان خموش شعله ای بی پناه می خندید شرمناک و پر از نیازی گنگ با نگاهی که رنگ مستی داشت در دو چشمش نگاه کردم و گفت باید از عشق حاصلی برداشت سایه ای روی سایه ای خم شد در نهانگاه رازپرور شب نفسی روی گونه ای لغزید بوسه ای شعله زد میان دو لب

Scarecrow

چرا این خدا صدای منو نمیشنوه..؟ چرا اشکامو نمیبینه..؟!؟!؟