قاچاقچی

مـــردی با دوچرخه به خط مــرزی می رسد،

او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد،

مأمور مرزی می پرسد: "در کیسه ها چه داری؟"

او می گوید: "شـــن"

مأمور او را از دوچرخه پیاده می کند و چون به او مشکوک بود،

یک شبانه روز او را بازداشت می کند،

ولی پس از بازرسی فراوان، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی یابد.

بنابراین به او اجازه عبور می دهد.

هفتـه بعـد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می شود

و مشکوک بودن و بقیه ماجرا...

این موضوع به مدت ســه سـال هـر هفتـه یک بار تکرار می شود

و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمی شود.

یک روز آن مأمور در شهر او را می بیندو پس از سلام و احوال پرسی،

به او می گوید: من هنــوز هم به تو مشکوکــم

و می دانــم که در کار قاچاق بودی، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردی؟

قاچاقچی می گوید: دوچـــرخـه!

بعضی وقت ها موضوعات فرعی مارا به کلی ازموضوعات اصلی غافل می کند!

 

/ 321 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یخ فروش جهنم

بــــه ســـلامتـــي اونــــــايي که جــــــرئت دارن وميـــگـــن: ديـــگـــه نمـــيخـــوامـــت نه اونـــــايـــــي کــــــه ميگـــن: ميــــــدوني تــــــو لايـــق بهـــتراز مـــنـــي...

یخ فروش جهنم

خيال ميکردم عشق عروسکي است که ميتوان با آن بازي کرد ولي افسوس اکنون که معني عشق را درک کرده ام فهميده ام که خود عروسکي هستم بازيچه دست سرنوشت

یخ فروش جهنم

چه تلخ است علاقه ای که عادت شود عادتی که باور شود باوری که خاطره شود و خاطره ای که درد شود …

یخ فروش جهنم

سری را که درد نمیکند دست مال نمیبندند ، اما سر من درد میکند برای دستی که مال تو باشد.[گل]

یخ فروش جهنم

خوشبختی من پیدا کردن “تو” از میان این همه ضمیر بود

یخ فروش جهنم

سخت است وقتی از بغض ، گلو درد میگیری و همه میگویند لباس گرم بپوش

یخ فروش جهنم

ایـن شــعرهـــا بـــرونــد بــه جــهنّم...مــن فقــط دیــوانـه ی آن لحــظه ام… که قــــلبت… زیــــر ســـرم دسـت و پـــا بزند….

یخ فروش جهنم

اثرانگشت تـــو ،... روی تمام سال هایی که نیستند ،.. جا مانده !!! باز هم بگو، مـن نبوده ام

مژگان

اگر به شعر امروز علاقه مند هستید خوشحال میشم از وبلاگم دیدن کنید

یخ فروش جهنم

سلام باعشق اگر عذاب دنیا بکشى بااشک دو دیده طرح دریا بکشى تا خلوت من هزار فرصت باقیست تنها نشدى که درد تنها بکشى سلامتی انهایی که تا یادی ازشون نکنی یادی ازت نمیکنن [گل]