خیلـــی وقتـــهـ

می خنـدمـــ ! تظاهـــــر به شــادی میکنـــم !

حرفـــ میزنمـــ مثلـ همــه ... امــا ... خیلیـ وقت استـــــ مـــرده امـــ !

خیلیـ وقتــ استـ دلــم می خواهـد روزه ی سکــوتـــــ بگیـــرمـــ !

دلــم می خواهــد ببـــــــارم ... و کسیـــ نپرسـد چــــرا ... !

تـو چـه می فهمـــی ...این روزهـا ادایـــــ زنــده هـا را در میـــــــآورم.

/ 34 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یخ فروش جهنم

چون عهده نمی‌شود کسی فردا را حالی خوش کن تو این دل شیدا را می نوش بماهتاب ای ماه که ماه بسیار بتابد و نیابد ما را (خیام)

یخ فروش جهنم

دِلـَـــــمــ ؛♥ ♥گـ ـاهے ميــگيـــ ـرَد !♥♥گـ ـاهے ميــ ـسوزَد !♥ ♥و حَتے گاهے ،♥ ♥گاهے نه _خيــلے وَقت ها_♥ ♥مي شِکَند !♥ ♥اما هَنـوز مے تَپـَد به خدا ...♥

یخ فروش جهنم

ازاين تکرارساعتهـ ـا... از اين بيهوده بودنهـ ـا... از اين بي تاب ماندنهـ ـا... ازاين ترديدـهـ ـا، نيرنگهـ ـا... شکهـ ـا... خـــيـــانتهـ ـا... ازاين رنگين کمان سرد آدمهـ ـا...! و از اين مرگ باورها و روياهـ ـا...!!! پريشانمـــ!!! دلـ ـم پرواز ميخواهد...!

یخ فروش جهنم

این روزها حسی دارم آمیخته با دلتنگی کم می آورم بازوانی می خواهم که تنگ در برم بگیرند اما نه هر بازوانی فقط حصـــار آغوش تـــــــو ... شانه هایی می خواهم که پناهی باشد برای گریه هایم اما فقط ، شانه های مردانه ی تــــــــــو را می خواهم . دیوار اتاقم پُر است از عکس های دونفره ای که قرار است بعدا ، با هم بیندازیم و آن " بعدا " خواهد آمد؟؟؟

یخ فروش جهنم

شب من پنجره ای بی فردا روزمن قصه ی تنهایی ما مانده برخاک واسیرساحل ماهی ام ماهی دورازدریا

یخ فروش جهنم

میان ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد

مهدیه

از اخلاقت خوشم میاد مث ابجیم میمونی

fatemeh

اگه میشه من رو با اسم گل باران لینکم کن.بعد بگو شما رو با چه اسمی لینک کنم.